| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ||
| 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 |
| 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 |
| 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 |
| 27 | 28 | 29 | 30 | 31 |
داشتم فکر میکردم شاید بد نباشد حتی شده اندکی درمورد کتابهایی که میخوانم یا چیزهایی که میبینم بنویسم. البته گفته باشم، خبری از آن نقدهای همهجانبه یا معرفیهای رنگ و لعابدار نیست! ما اینجا حوصلهی این قرتی بازیها را نداریم!
به هرحال مایلم مدتی امتحانش کنم. شاید هم خوشم نیامد و رهایش کردم.از کتابهایی که قبلا خواندهام هم مینویسم ولی چون آنها را کمتر یادم است، کمتر هم درموردشان چیزی برای گفتن خواهم داشت. به هرحال به نظر میرسد قطعی اینترنت ملی باعث شده افراد بیشتری وبلاگ بخوانند و من هم بهعنوان یک ابنالوقت از این فرصت استفاده نموده و انقدر مینویسم تا شیطان ظهور کند.
سهگانهی مذکور از دل یک جهان فانتزی گندهتر به نام Cosmere بیرون میآید به قلم جناب Brandon Sanderson شهیر. که ترجمه فارسی نامش مهزاد میشود. البته اگر سرچ کردید دید مهزاد دهتا کتاب دارد متعجب نشده و گمان نکنید من به شما دروغ گفتهام. چیزی که دیدهاید The Mistborn Saga میباشد. اولین era در سه کتاب اول است. باقیات مجموعه میرسد به آخرهای سری Cosmere که بین این دو چندین کتاب دیگر است.
اکنون که فکرش را میکنم صحبت درمورد داستانها چه سخت است! نمیشود به راحتی درست لپ مطلب را به همراه جزییات جمع کرد. لذا من هم نمیآیم درست انجامش بدهم.
خب، جهانی که سندرسون به تصویر میکشد دنیایی است که در آن یک حکومت بزرگ و فراگیر وجود دارد و پادشاهی نامیرا بر آن سلطه میکند و خداگونه پرستش میشود. افراد پایینرده که بردهوار از انواق طرق از آنها بهرهکشی میشود. (ولی بینشان که بروید میبینید همچین ببعی هم نیستند و برنامههایی برای تغییر شرایط خود دارند.) اشرافزادهها هم که مثل اکثر داستانها خوش به حالشان است.
گاهی از آسمان شن میبارد و گویا گل و گیاهی در آن امپراتوری نمیروید و مردم بنا به دلایلی از مه خوششان نمیآید. قدرت فانتزی در این جهان برپایهی فلز بنا شده است. برخی افراد میتوانند فلز بخورند و آن را به نوعی هضم کنند و قدرت خاص آن فلز را به مدت محدودی به دست آورند. مثلا بتوانند چیزهای آهنی را حرکت دهند، نیروی فیزیکیشان را فزایش دهند یا حواس پنجگانه خود را تقویت کنند و غیره. بعضی فلزها قدرتهایی خاصتر دارند که کمیابتر اند. البته دستهی دیگری هم هستند که از فلز استفادههای دیگری دارند. مثلا با پوشیدن زیورآلاتی خاص، حافظه خود را افزایش داده و خود را جوانتر و نیرومندتر میکنند. این دسته افراد در کار مبارزه نیستند و بیشتر سرشان توی کتاب و کاغذ و اسناد است.
موجودات و نکات دیگری هم وجود دارند که چون نمیخواهم مزه کشفشان از کفتان برود اینجا نمیگویم. ( یا در واقع چون از حوصله و موشکافی اینجانب خارج است و در فندومها میتوان یافت.)
به طور کلی بخواهم بگویم، نویسنده پلاتبندی قویای دارد و نیک مینویسد. شخصیتپردازی که خیلی برای من مهم است هم اینجا خوب انجام شده. همچنین، شاهد زوجی هستیم که لوس و غیرواقعی نیستند و تا حدودی میتوانم برایشان مثال واقعی پیدا کنم.
کتاب دومش را از همه بیشتر دوست داشتم و برایم همهجانبهتر بود.
به جناب سندرسون لبیک گفته و قرار است کل مجموعهاش را بخوانم. کتابهایش زیادند و این یعنی قرار است خیلی خوش بگذرد. مفتخرم اعلام بدارم یگانه زمانی که از خود هوش اقتصادی نشان دادم این بود که چند سال پیش یک دستگاه کتابخوان کیندل خریدم و حالا لازم نیست چندبرابر قیمتش پول بالای کتاب بدهم و میتوانم هرچقدر کتاب انگلیسی میخواهم رایگان مطالعه کنم بدون اینکه چشمانم اذیت شود.
نمیدانم در عنوان پستها نام انگلیسی کتابها را در عنوان بنویسم یا نام ترجمهشدهشان را. مخصوصا درمورد کتابهای معروف کلاسیک.