-
Prehistoric Planet
سهشنبه 9 تیر 1405 12:25
مستندی است درمورد زندگی دایناسورها در چهار قسمت چهل دقیقهای و یا موسیقیمتن از هانس زیمر. راستش دایناسورها با اینکه با کامپیوتر طراحی شدهاند ولی چنان طبیعیاند که انگار آدم دارد کارهای یک دایناسور واقعی را تماشا میکند. در کل بیشتر از آن که آموزنده باشد، برایم آرامشبخش بود چون حس نوستالژی کودکیام حین مطالعهی اطلس...
-
و هر روز راه خانه دورتر و دوتر میشود
سهشنبه 9 تیر 1405 12:24
این یکی کتاب آقای فردریک بکمن را هم خواندم. درمورد بابابزرگ ریاضیدوستی است که گمانم با آلزایمر دست و پنجه نرم میکند. این جملهی کتاب را مایلم آویزهی گوشم بنمایم: کسی که برای زندگی شتاب داره، در واقع برای مرگ عجله میکنه. نمیدانم از کِی مایل به شتابدادن به زیستن شدم. شتاب برای تند تند خواندن کتابها و گذاشتن...
-
آیشمن در اورشلیم
دوشنبه 8 تیر 1405 14:42
این کتاب را استادم معرفی کرد. زمانی که من تازه فقط صحنههایی از فیلم Men Behind The Sun را دیده بودم و حالم بسیار بد بود و از بشریت هراسان شده بودم. فیلمی است درمورد پایگاه 731 ژاپن در زمان جنگ جهانی که تبدیل به یک آزمایشگاه شیطانی شده بود و بسیار disturbing تشریف دارد. در ژاپن هم تنها یکبار اکران شد و دیگر اجازهاش...
-
Raven Cycle
یکشنبه 7 تیر 1405 10:07
گمانم چهارتا کتاب داشت. من سومیاش را از همه بیشتر دوست داشتم البته. چندسال پیش خوانده بودم و مفتون شخصیتپردازیاش شده بودم، چنان که احساس میکردم نویسنده واقعا با آن کاراکترها نشست و برخواست داسته و اصلا درحال تماشای آنها داستانشان را به رشتهی تحریر درآورده است. واقعاً دلم میخواهد یک کتاب فانتزی دیگر با چنان...
-
Mary Poppins (1964)
شنبه 6 تیر 1405 13:00
فیلم مربوطه درمورد یک خانواده مرفه در لندن است که از پدری بانکدار و مادری مدافع حقوق زنان تشکیل شده که دو فرزند دارند؛ یک دختر و یک پسر آتشپاره که پرستارهایشان یکی یکی استعفا میدهند. حالا خانواده به دنبال یک پرستار بچهی بینقص میگردد که دست بر قضا از آسمان -به معنی واقعی کلمه- پیدایش میشود؛ مری پاپینز، زنی که از...
-
Barn Yarn
جمعه 5 تیر 1405 11:42
این یکی از بازیهای نوستالژی کودکی من است. سازنده مربوطه البته بازی دیگری داشت بهنام Gardenscapes که تویش باغ عمارت آقای سیبیلوی دراز و تاسی به نام جو را با پول فروختن اشای خانهاش نونوار مینمودیم. در این میان داستانهای کوچکی نیز اتفاق میافتاد که من آن موقع چون یک الفبچه بودم از حرفهایشان چیزی حالیام نمیشد و...
-
میدانم
شنبه 30 خرداد 1405 11:23
میدانم، گمان میکنی آنطور که باید یا میتوانم خوب نیستم. میدانم، گمان میکنی لوس و بدجنسم. میدانم، در پندارت خیلیها قابل تحسینتر از مناند و حسابی هم در دل و بر زبان ستایششان میکنی. میدانم، گمان میکنی من یک گیاهِ حیفشده بیش نیستم. میدانم، گاهی از اینکه با من نسبتی داری خجالتزده میشوی ولی به روی خودت...
-
گربه نوروزی
شنبه 30 خرداد 1405 11:19
گمانم همه این موجود بیمهره را نشناسند. نوعی لارو است، خیلی شبیه کرم پروانه که تپلی و پادار است. اما تفاوتش این است که پشم و پیل دارد، مثل گل شیشهشور، اما به نرمی موی گربه. تنوع رنگ هم دارد و قشنگترینش تنهی سبز روشن و موهای نارنجی است. از برگها و گیاهان هم تغذیه میکند ولی بیشتر روی زمین و کمتر روی درختان پیدا...
-
Tasogare Otome X Amnesia
شنبه 30 خرداد 1405 11:17
اگر تابهحال انیمهای درمورد عاشق روح یک مرده شدن را نساخته بودند، خب این اولیاش است. اگر هم اولیاش نیست، خب این هم گلی شد در این گلزار. از این حیث کمی یاد انیمه سانکا رئا افتادم که یارو عاشق یک دختر زامبی شده بود. بعد بهنظرم آمد که در ده سال اخیر دیگر عناوین این مدلی که با شبح و میّت سر و کار دارد تولید نمیشود....
-
برتریهای هوش مصنوعی داخلی نسبت به نمونههای خارجی
جمعه 29 خرداد 1405 14:34
قبلاً چت جیپیتی را برای نوشتن محتوای طنز آزموده بودم و باید بگویم همانقدر از شوخی و طنز درک داشت که یک جفت دندان مصنوعی در آب یخ دارد. اما هوش مصنوعی داخلی بهسادگی چنان جوکهایی میگوید که آدم از خنده رودهبر میشود. به این نمونه دقت کنید:
-
کتابدونیها
جمعه 29 خرداد 1405 10:09
Anna's Archive (که دامنهاش مرتباً تغییر میکند پس بهتر است از همین لینکی که دادم لینک جدیدش را بیابید یا آنکه نام سایت را سرچ کنید. مقاله هم میتوان در آن یافت.) Z-Library OceanofPDF aliceandbooks کتابخانه گیت
-
MBTI
پنجشنبه 28 خرداد 1405 23:10
کور خواندهاید، درحالحاضر انقدرها انرژی ندارم که بیایم سیر تا پیاز MBTI را بگویم یا حتی کوچکترین توضیحی درمورد آن بدهم. روزی روزگاری زمانی که چیزی به نام اینترنت وجود داشت، در گوگل اسکولار سرچش کردم و دیدم بله بعضی ملتها در پژوهشهایشان از این تست استفاده کردهاند. کی ها؟ کرهایها. که جای تعجب هم ندارد چون تا جایی...
-
کوارتت نهایی
پنجشنبه 28 خرداد 1405 18:20
یک کتاب دوجلدی فانتزی ایرانی میباشد به قلم آرمینا سالمی، که سابقهای ده ساله در نوشتن در سایت جادوگران دارد. البته شخصاً قلمش در پستهای جادوگرانش را بیشتر دوست داشتم. نمیدانم چرا این یکی قلمش به آن قوت نبود. شناسه معروفش در جادوگران ویولت بودلر بود. در نوجوانیاش مروپ گانت بود. وبلاگش در بلاگاسکای هم سیاهچال بود....
-
سگهای ولگرد بانگو
پنجشنبه 28 خرداد 1405 15:29
والله انقدر این انیمه معروف و محبوب است که گمان نکنم لازم باشد چیزی درمورد داستانش بگویم. (که برای خودم خبر خوبی است چون این کار اصلا کیف نمیدهد.) لذا میروم سراغ چیزهایی که جهت یادداشت مینویسم. راستش اولش پلات داستان چندان جالب نبود، (ایدهاش ولی چرا) اما فصل به فصل بهتر شد. راستش وقتی با داستانی مواجه میشوم که...
-
In Watermelon Sugar
چهارشنبه 27 خرداد 1405 23:21
در قند هندوانه، یک داستان سورئال تشریف دارد از نویسندهای عجیب به نام ریچارد براتیگان که من تقریباً همهی کتابهایش را دانلود کردهام که بخوانم. ولی گویا این مورد بهترین اثرش بوده. در واقع گمانم در اینترنت تفاسیری از داستانش را یافتم. راستش من از داستانهای سورئال لذت میبرم، از معنادادن به آنها تا بهحال که لذت...
-
Big Panda & Tiny Dragon
چهارشنبه 27 خرداد 1405 16:18
از این نویسنده قبلاً The Cat Who Taught Zen را خوانده بودم. این دوتا خیلی باهم فرقی نداشتند بهنظرم در کل. شاید فقط شخصیتها عوض شده بودند. گمانم خیلیها به نظرشان کتاب ناناز و آرامشبخشی باشد، چرا که حاوی آن جملههای اطمینانبخشی است که در سطح اینترنت کم نمیبینیم. راستش گمانم با این مدل کتابها ارتباط نمیگیرم. اول...
-
Gintama
چهارشنبه 27 خرداد 1405 14:43
میرسیم به معرفی یکی از انیمههای مورد علاقهام. عرضم به حضور مبارکتان که... خب اول از همه کمدی است غالباً. آن هم از نوع پارودی. یعنی حتی اوباما را هم تویش به سخره گرفته بودند، حالا بازیگران ژاپنی، تهیه کنندگان انیمه، کارگردان، صداپیشگان، نویسنده و اصلا خود انیمه که جای خود دارد. کلاً در گینتاما همه چیز به سخره گرفته...
-
An Urge
سهشنبه 26 خرداد 1405 21:39
این فانتزی را مدتی است در ذهن دارم. که وبلاگی بزنم و با نام مستعار خاتونانهی لوسی نظیر اقدس خانم یا مامان تیتی، شرح بچهداری و خانهداری و اتفاقات خانوادگی و مسائل خرد و ریز زناشوییام را بدهم، آن هم درحالی که همهاش از مخیلهی خودم درآمده و فیالواقع چنین زندگیای وجود ندارد. لذا بامزه و جالب میشود که بنشینم پشت آن...
-
حکایتی واقعی از مردی که در مقعد دنیا متولد شده بود
سهشنبه 26 خرداد 1405 21:37
روزی مردی به گورستان رفت. بر سر گوری ایستاد و فاتحهای خواند. قرآنخوانی نیز در مجاورت او بود. پرسید: «براش قرآن بخونم؟» مرد دستی به ریشش کشید و گفت: «بخون.» قرآنخوان هم برای مردهی خدابیامرز قرآنی خواند. تمام که شد، گفت: «حالا اجرتش رو بده.» «اجرت چی؟» «خودت گفتی قرآن بخون!» «بله، مگه کافرم که بگم نخونی؟» قرآنخوان...
-
اعتراض دارم جناب قاضی!
سهشنبه 26 خرداد 1405 21:36
این آریستوکرات نیست! آکروباته! آیات نیست! ابیاته! اخلاط نیست! اسطقساته! اذاعت نیست! احباطه! انخراط نیست! انحطاطه! بنزوات نیست! بیکربناته! پرکلرات نیست! پرمنگناته! سیترات نیست! سیلیکاته! بورات نیست! سالیسیلاته! کلرات نیست! فسفاته! تأمینات نیست! تُرهاته! جاریات نیست آقا! بناته! جنایت نیست! جنایاته! خطیئت نیست! خطیئاته!...
-
داستان بهوجودآمدن کرونا
سهشنبه 26 خرداد 1405 21:34
- کلم دارم! کلم برگ! کلم قمری، کلم کفتر، کلم پیچ، کلم هیچ، کلم وحشی، کلم اهلی، کلم خونگی، کلم کلهپوک، کلم باهوش، کلم خندون، کلم مقوی، همهجورش رو دارم! پیرمرد ریشو، ریشبافتهی درازش را جمع کرد تا زیر چرخهای چرخ دستیاش نرود. و بدین سان به راه خودش ادامه داد. صدای تلق و تلوق چرخ گاریاش روی سنگفرشهای کوچهی دیاگون...
-
درود
سهشنبه 26 خرداد 1405 21:32
درود بر تابستان نصفه نیمه! درود بر گریپفروت نرسیده! درود بر سریالهای ندیده! درود بر خجالت بنده! درود بر سوسک پرنده! درود بر درود دهنده!
-
نسخهی سینمایی توهمستان
سهشنبه 26 خرداد 1405 21:31
دوربین روی دماغ جوزفین زوم میکنه و منافذ درشتش به دوربین چشمک میزنن. یه چیزی توی دل دوربین میلرزه و ضعف خوشایندی حس میکنه که فیلمبردار میزنه پس کلهش تا کارش رو درست انجام بده چون هوا گرم بود و گرما مرگ بود و مرگا گیاهی بود که پسر شجاع سعی داشت برای درمان پدرش پیدا کنه. رگهای خونی توی دوربین ریشه دووندن و لنزش...
-
هذیانهای برادههای یک شاعر
سهشنبه 26 خرداد 1405 21:29
در آغاز، شلغم بود. و شلغم، خیار بود. و لبخند، آرمیچر. قطرات آب از آسمون افتادن پایین و مثل تخم مرغ شکستن. و به عنوان زرده، کشتیهای مینیاتوری ازشون اومدن بیرون و رفتن توی خاک و از خاک، تسلکوپ جوونه زد و قد کشید تا اینکه به سن بلوغ رسید و دوران سرکشیش شروع شد، پس لیزر زد به سیارهی بالیجورا و ساکنینش رو به جنگ طلبید....
-
جادوگران
سهشنبه 26 خرداد 1405 21:27
بیا بریم سایت کدوم سایت؟ همون سایتی که ولدمورت داره های، بله هری پاتر به کلهش زخم داره های، بله بچه، لردم را مزن ارباب طاسم را مزن زخم پاتر به رعدوبرق میماند، بله زخم پاتر به رعدوبرق میماند، بله
-
دابی
سهشنبه 26 خرداد 1405 15:54
اتل متل توتوله دوست هری جچوره نه مو داره نه دندون رُخاش عین سمندون اسم اون هستش دابی شبها میشه آفتابی بلاتریکس جلاد کرد آخر جن رو آزاد
-
جادوگر در توهمستان
سهشنبه 26 خرداد 1405 15:51
روزی روزگاری جادوگری بود در خانهای گوتیک و مرموز. موز زیاد میخورد. از گوشتکوب بدش میاومد. کتابی داشت که کلماتش راه میرفتن و عکسهاش تصاویر جاهای دیگهای رو نشون میدادن. ولی تصاویرش مناسب سن جادوگر نبودن، بهخاطر همین مامان جادوگر اون کتاب رو توقیف، و بچهش رو تو اتاقش حبس کرد. همیشه گفتن از هرچی بدت بیاد سرت...
-
منفی در منفی = مثبت
سهشنبه 26 خرداد 1405 14:30
حیرانم که این چه پدرکشتگیای است که با آدمهای بهاصطلاح مثبتاندیش یا خوشبین و امثالهم دارم که در سالهای اخیر شدیدتر هم شده. گمانم قضیهی شدتیافتنش برگردد به آن دوستم که حتی مطمئن نیستم بتوان دوستش نامید چون من هیچگاه از مصاحبت با او لذتی نمیبردم اما از قرار معلوم او خیلی از مصاحبت با من ملذوذ میگشت. سالها پیش با...
-
دورهدونیها
سهشنبه 26 خرداد 1405 13:53
سایتهایی که دورههای آموزشی خواهر جَکی را میگذارند: گیت یودمی ایران دانلودلی Alison Educational Learn Anything OpenLearn سایتهایی که دورههای آموزشی دریای دوردست را میگذارند: فرادرس مکتبخونه
-
سفسطهی قانون پشیمانی
سهشنبه 26 خرداد 1405 13:33
گمانم جایی نقل قولی شنیدم که میگفت آدم از کارهای نکردهاش بیشتر پشیمان میشود تا کارهای نکرده. بهنظرم لفظ کلام نوعی سفسطه آمد، آن هم صرفا به هدف ترغیب افراد برای کنارگذاشتن ترسهایشان. اما جدای از مقصود، بیایید فهوای خود جمله را بررسی کنیم. مثالی میزنم، شما تصمیم میگیرید به جای موزیسین، درس بخوانید و مهندس شوید....