سلام علیکم و چیپسالله و پفکاته.
برویم سر اصل مطلب. ترجیحاً قابلمهای را انتخاب کنید ضخیم باشد، مبادا گرما روی یک نقطه متمرکز شود و بچهذرت یتیمی ماتحتش بسوزد. سپس در حد خیس شدن کف ظرف روغن ریخته و اجاق را با شعله متوسط روشن میکنیم. دقایقی دندان روی جگر میگذاریم تا روغن گرم شود؛ نشانهاش روان شدن و آب مانند شدن روغن است. آنگاه سه عدد بچهذرت را توی گود شیرها میاندازیم. اگر دورشان حبابک تشکیل شد، لبهای خود را با رضایت میلیسیم و برای ترکیدنشان لحظهشماری میکنیم. وقتی ترکیدند، باقی ذرتها را هم سریعاً خالی میکنیم و روی سرشان نمک میپاشیم به عنوان آب بدرقه. دقت کنید که زیاد ذرت نریزید که روی هم سوار شوند و فاجعه منا به راه افتد. اگر روی قابلمه در میگذارید، آن را کامل نبندید که بخار توی ظرف نپیچد و حمام سونا راه نیفتد. کجش کنید که خوب کجش میکنید. راه بهتری هم البته هست، اگر به سایز ظرفتان میخورد، میتوانید یک آبکش رویش بگذارید! نه ذرتها بیرون میپرند، نه بخار جمع میشود، نه روغن میپاشد به چشم و چارتان. اگر توانستید هم هر دو دقیقه یک بار اندکی ظرف را تکان دهید، خدا خیرتان بدهد! شعله را هم همان متوسط بگذارید باشد. حتی یک ذره بیشتر. چرا که ذرتها نیاز به شوک گرمایی دارند. مثل بعضی آدمها که باید کفگرگی بخورند تا به راه راست هدایت شوند؛ البته بعض شما. به شعله دست نزنید و نزنید و نزنید تاااا وقتی که بین صدای ترکیدنها چندثانیه فاصله بیفتد. آنگاه سریعاً آتشبس اعلام کنید. آن آخریها خودشان از گرمای خود ظرف و خبث اعمالشان همچو چشم حسود خواهند ترکید و به درک واصل خواهند شد. سپس سر ظرف را بردارید و تا تنور داغ است در صورت تمایل نمک اضافه یا ادویههای مورد نظر را اضافه نمایید و بریزید توی خندق بلا.
برای درست کردن ماکارونی خالی و بدون سسی که بیعطر و مزه نباشد چه کنیم؟ نخست باید بگویم که من از ماکارونی پروانهای شکل استفاده کردم، چرا که اخیرا به آنها علاقهمند شدهام و حس میکنم ادویهها خوب به آن میچسبند، که ممکن است تصور غلطی باشد اما به دلایل نامعلومی فعلا به دهانم مزه کرده. دوم آنکه من روی ماکارونی زردچوبه نمیریزم چون بهنظرم طعمش را خشک میکند و به طور کلی خوشم نمیآید.
حال میرویم سراغ دستور پخت. ماکارونیها را در آب داغ میجوشانیم و سپس آبکشی میکنیم، اما آبش را دور نمیریزیم. به توصیهی صدر اعظم رباتفسکی، مقدار اندکی از آن آب به ماکارونی لعاب آنچانی بخشیده و کمک میکند ادویه و سس بهتر به آن بچسبند. توجه کنید که آب مربوطه را شور نکنید که ماکارونیتان خوشنمک نشود.
ادویههایی که به جمع بازیگران اضافه میشوند:
پودر خردل در نقش شوالیهای سوار بر اسبی سمند.
پودر فلفل سبز خشک شده در مادربزرگی که زوال عقل گرفته.
پاپریکا در نقش نوه کنجکاو و دلنشین همان مادربزگ کذایی.
فلفل قرمز و سیاه در نقش دوقلوهای آتشپاره که عامل زوال عقل مادربزرگ کذایی بودهاند.
آویشن در نقش طبیب دهکده که زوال عقل مادربرزگ را تشخیص داده اما درمانش را گردن نمیگیرد.
دارچین در نقش جلاد شهر که از قضا آهنگهای لئونارد کوهن را بسیار دوست دارد.
زیره سیاه درسته در نقش اسقف.
اندکی پودر گشنیز در نقش خاک پای اسقف.
کاری در نقش یدالله جهت انجام امور یدی.
پودر سیر در نقش ریش سفید قبیلهی ماکارونیان.
شنبلیله و گشنیز در نقش دارا و سارا و که جد مادربزرگ کذایی بودهاند اما اکنون به آینده سفر کردهاند.
با یک اسکناس پنجاه تومانی چه میتوان کرد؟
میتوانید با آن ویفر رنگارنگ بخرید و کام خورد را شیرین کنید.
میتوانید آن را روی چشمانتان بگذارید و چیز دیگری جز آن نبینید.
میتوانید آن را دور قلبتان ببیچید و به چیز دیگری جز آن علاقهمند نشوید.
میتوانید با آن دلمه درست کنید.
میتوانید آن را به یک خرگوش بدهید تا با آن هویج بخرد.
میتوانید آن را آتش بزنید تا یک پروانه گرم شود.
میتوانید آن را به درختی بدهید که زیر سایهاش مینشینید، تا کمتر محتاج شهرداری باشد.
میتوانید آن را در جورابتان قایم کنید تا قدر هوای آزاد را بداند.
میتوانید آن را لای کتابی در کتابفروشی بگذارید تا یابندهاش ذوق کند.
میتوانید بعد از اجابت مزاج ماتحت مبارک را با آن تمیز فرمایید.
میتوانید اشک کودکی بیکس را با آن پاک کنید، انقدر که اسکناس از ریخت بیفتد و معلوم شود چیرگی اشک بر ارز.
میتوانید روی آن یک بره نقاشی کنید.
میتوانید لای آن شیرینی بگذارید و عیدی بدهید.
میتوانید آن را پرت کنید در آسمان.
و ببین، دور نشد...
کابیو، اسبت را نخور
کابیو، سر و صدا نکن
کابیو، جامدادیات را نخور
کابیو، فکر دردسر نکن
کابیو، غصه نخور
کابیو، گریه نکن
سلامی چو عطر جوراب دایی
سلامی چو خیسی کف دمپایی
سلامی به تندی رشک و عناد
سلام به هرآنکه سلام داد و نداد
سلامی به نجابت برگ سرخس
که از چاقی مینوشد آب کرفس
سلامی به پهنای کام نهنگ
به چستی و چابکی پلنگ
سلامی به تاری طالع نحس ما
که روزانه شد موضوع بحث ما